حق، بالاتر از قانون است
همه چیز از یک اصول و قوانینی برخوردار است و عملنکردن به آن عواقبی دارد؛ اما مگر همه قوانین صحیح و کاملند که به آن عمل کنیم؟
اگر نگاهی به اطرافمان بیندازیم، میبینیم که حتی یک خانواده کوچک چهارنفره در خانه خود قوانینیدارد.من نمیخواهم مثل دیگر انسانهای ظاهرا عاقل بگویم که همه قوانین درست هستند و چه در خانه و چه در جامعه باید آن را چشمبسته پذیرفت؛ بلکه من معتقدم قوانین بسیاری چه در جامعه و چه در زندگی شخصی خودمان وجود دارد که کاملا با باورها و عقاید ما فرق میکند. در یک کشور وقتی قوانینی را میخواهند ثبت کنند، اول از همه عقاید افراد جامعه را در نظر میگیرند و بعد ابعاد دیگر را در اجرا و ثبت قوانین شرح میدهند؛ اما همه قوانینی که تا الان ثبت و اجرا شده طبق باورها و اصول درست اجرا بوده است؟
خیلی وقتها هم میبینیم که قوانین ثبتشده با تمام شرایط و آرمانهای مردم آن جامعه متناسب است؛ اما هیچوقت به عمل و اجرا نمیرسد.تابع قوانین یک کشور بودن از وظایف مهم یک شهروند است؛ اما تا زمانی که با اصول درست و باورهای انسانی پیش برود، در غیر این صورت از نظر من، شهروندان میتوانند نسبت به اصلاح آن اعتراض کنند و بخواهند که اصلاح گردد. قانون مانند تارعنکبوت است، سوسک از آن رد میشود ولی مگس گرفتار میگردد. این یک موضوعی است که میتوان در ناعدالتی قوانین دید. البته که اگر قوانین یک کشور به شکل درست تعیین شده باشند در برابر شکستن آنها فرقی بین افراد معمولی و صاحبان قدرت قائل نمیشوند و در زمان اعتراض به قوانین نادرست جامعه، سعی در اصلاح آن دارند نه تحمیلکردن آن.
حدیث مولایی - تهران