معرفی چند برنامه خوب و سرگرمکننده برای یک دورهمی یلدایی
در خانه بمانید...!
همه قشنگی یلدا به باهمبودن و باهم نفسکشیدن آن است. مناسبتها و دورهمیهایی مثل شب یلدا، فرصتی است تا بیشتر و بهتر پای حرف یکدیگر بنشینیم. من اینروزها بیشتر از همیشه به مفهوم خانواده فکر میکنم.
گاهی اوقات از اینکه وقت بیشتری با آنها نمیگذرانم افسوس خورده و جملهای مدام در گوشم زمزمه میشود: قدرشون رو بیشتر بدون! حس میکنم لحظات بودن با خانواده دیگر تکرار نمیشود و دارم آنها را ساده از دست میدهم. یلدا همیشه نور امیدی است برای بیشتر بودن با خانواده و سرحالشدن فضای خانه. حتی انار و آجیل و این مخلفات هم بهانهای بیش نیست! بدون این موارد مذکور هم میتوان شاد بود. اصل همان است که گفتم. خانواده. نعمتی که امیدوارم برای همه مردم سرزمینم پایدار باشد. با اعضایی تندرست و خندان. حالا که صحبت از وقتگذراندن بیشتر با اعضای خانوادهمان است، معرفی من در این شماره را از دست ندهید که این قابلیت را دارد تا جمعتان را گرمتر و صمیمیتر از همیشه کند...
معماران شهر
حالا که دورهم هستیم شاید فکر خوبی باشد که یک بازی کارتی و رومیزی هم داشته باشیم تا بهصورت گروهی بازی کنیم و لذت ببریم. بازی دژ براساس یکی از محبوبترین و پرطرفدارترین بازیهای کارتی مدرن به نام Citadels ساخته شده است. سبک این بازی استراتژی بوده و نیازمند دقت و تاکتیک مناسب است. مؤسسه هوپا این بازی بینالمللی را بومیسازی کرده و تصویرگری آن متناسب با معماری ایرانی انجام شده است. بازیکنان باید تبدیل به بهترین حکمران قلمرو شوند. رقابت داغ و هیجانانگیزی شکل خواهید داد و دست به ساختوساز خواهید زد! گاهی سردار خواهید بود و گاهی راهزن! در هر دور از بازی، هر بازیکن یک نقش را انتخاب میکند تا از قابلیت ویژه آن نقش در طول آن دور استفاده کند. هر بازیکن ساختوساز شهر خود را با بازیکردن کارت سازهای که در دست دارد، پیش میبرد و در انتهای بازی امتیازی همارزش با هزینه آن کارت را بهدست میآورد. بازیکنان طی بازی با حدسزدن هویت بازیکنان دیگر براساس اطلاعات موجود، تلاش میکنند تا اموال و شهر خود را از خطر محفوظ نگه داشته و همزمان ساختوساز خود را در شهرشان گسترش دهند. برنده بازی بازیکنی است که درنهایت شهر قدرتمندتری نسبت به سایرین ساخته و ثروت بیشتری جمعآوری کرده باشد. مدتزمان این بازی 45 تا 60 دقیقه است و حسابی سرتان را گرم میکند!
اتحاد خانوادگی
خیلی اوقات دیدن یک انیمیشن میتواند دلنشینتر از دیدن یک فیلم باشد و پیامها و درسهایی به ما بدهد که ماندگار و جاودانه شود. حالا که میخواهیم با خانواده یک دورهمی گرم داشته باشیم، بد نیست به تماشای یکی از انیمیشنهای خوشساخت شرکت سونی بنشینیم و ساعاتی بخندیم و درسهایی از آن بگیریم تا در نحوه تعامل با اعضای خانوادهمان بکار ببریم. میچلها علیه رباتها با وجود ناکامی در مراسم اسکار، خوب توانست جایش را در دل مخاطبان باز کرده و خاطرات تلخ کرونا را تا حدودی پاک کند. سال 2021، انکانتو توانست جایزه بهترین انیمیشن را از آن خود کرده و دست میچلها را از جایزه کوتاه کند. البته در این که واقعا حقش بوده یا نه حرفوحدیث کم نیست! این انیمیشن داستان دختری را روایت میکند که با والدین خود بهویژه پدرش چالش داشته و در درک حرف یکدیگر مشکل دارند. زمینه علایق و فعالیتهای دختر رفتهرفته با بزرگتر شدن او تفاوت چشمگیری با خانوادهاش پیدا میکند و این زیاد به مذاق پدر خانواده خوش نمیآید. پدری سنتی و دختری بهروز که شدیدا شیفته تکنولوژی است و قرار است وارد دانشگاه شده تا ساخت فیلم و انیمیشن را به صورت حرفهای دنبال کند. در این میان یک حادثه عجیب برای رباتهای تحت هدایت انسانها افتاده و باعث میشود تا برای اولین بار این خانواده یک تیم تشکیل بدهند و با اتحاد خود به نبرد رباتهای یاغی بروند. حالا نتیجه؟ خانواده؛ چیزی که باید بیشتر قدرش را دانست!
طعم زندگی
معنای زندگی چیست؟ اصلا برای چه زندگی میکنیم؟ به بهانه جمعشدن اعضای خانواده خوب است لحظاتی فکر کنیم که در کنار یکدیگر عازم کدام نقطه در آینده هستیم و چقدر در این مسیر همدل و همراه هم خواهیم بود؟ برای اندیشیدن و تفکری عمیق خوب است سراغ طعم گیلاس عباس کیارستمی برویم. همراه شویم با مرد میانسالی به نام بدیعی که در آخرین ساعات عمر خود دنبال کسی میگردد تا بعد از خودکشی، او را به خاک بسپارد. آیا کسی با این ایده تلخ همراهی میکند؟ در مسیر یافتن فرد مناسب، آقای بدیعی به سه نفر برخورد میکند. سرباز و طلبهای حتی در قبال دریافت پول مایل نیستند اینکار را انجام بدهند. نفر سومی پیدا میشود که این کار را انجام بدهد اما صحبتهای این مرد تردیدی در دل بدیعی میاندازد. کیارستمی با تاکید بر مقوله خودکشی در طول فیلم طعم گیلاس، میخواهد ارزش زندگی و البته همجواری گریزناپذیرش با مرگ را برجسته کند. این نکتهای است که بسیاری از منتقدان بر آن تأکید کردند.این فیلم توانست برنده نخل طلا بهترین فیلم از جشنواره کن در سال 1997 شود. عباس کیارستمی علاوه بر کارگردانی طعم گیلاس، نوشتن فیلمنامه، تهیهکنندگی و تدوین فیلم را نیز برعهده داشت. باید گفت دیدن این فیلم به همراه خانواده خالی از لطف نیست...
بزرگِ منی... !
چند ماهی میشود که تب بازی گلیاپوچ درهمهجا بالاست وبه سرگرمی ساده و موردعلاقه هرکسی با هر سنی تبدیل شده است.یک بازی کم هزینه و درعینحال جذاب که کَلکَل زیادی هم با خودش به همراه میآورد.درعین حال چاشنی رقابت هم داردواگردر قالب گروههای چندنفره بازی شود، شور و شوق بیشتری هم خواهد ساخت.خیلی از بازیکنان به دنبال ترفندهای خاص بازی با گل هستند و دستهایشان را آماده هنرنمایی میکنند تا نهایتا به سطحی از مهارت برسند که کسی نتواند محل دقیق گل را حدس بزند. حالا که بحث از دورهمی خانوادگی است، چه تفریحی سالمتر از گل یا پوچ که نیازمند تعداد زیادی فامیل پایه و باحوصله و کمترین امکانات و الزامات است؟ حتی یکسری از شرکتها پَک و بسته این بازی را نیز با کارتهای مخصوص و گویهای فلزی ساختهاند که میتواند بسیار مورد استفاده شما قرار بگیرد.فقط یادتان باشد در این بازی تنها مهارت در مخفیکردن گل کفایت نمیکند و باید حس ششم خودتان را برای حدس دستی که گل در آن قرار گرفته بسیار قوی و ورزیده کنید. تیم خوب حتما نیازمند یک گلگیر خبره است... !
محمد پارسا اشرفی - نوجوانه