آرزوی مادر برای شهادت فرزندش
فضهسادات حسینی، گوینده خبر و مجری برنامه «ملازمان حرم» در دهمین سال تاسیس شبکه افق در یادداشتی اینگونه نوشته است:
پیش از همکاری با شبکه افق، بیننده این شبکه بودم، آن را بهعنوان یک شبکه با گفتمان انقلابی میشناختم و دوستش داشتم. از آنجا که با فضای شهادت و ایثار بزرگ شده بودم، همیشه دلم میخواست یک کار ویژه برای شهدا انجام دهم و ادای دینی به مقام شهید، شهادت و خانواده شهدا داشته باشم. من در مدرسه شاهد درس میخواندم و فرزندان شهید زیادی میان دوستان و آشنایانم بودند؛ اما این نزدیکی را وقتی حس کردم که همسر یکی از دوستانم که تازه یکی دو سال از زندگی مشترکش گذشته بود به شهادت رسید؛ شهید روحالله قربانی. این اتفاق موضوع مدافعان حرم را برایم ملموس و قابل
درک کرد.
در مقطع دفاعمقدس، جنگ برای مردم ملموستر به نظر میرسید و مسأله خاک خودمان مطرح بود. اما درخصوص مدافعان حرم، ابتدا بهدلیل برخی ملاحظات امنیتی، اصلا صحبتی نمیشد اما بعد گاه حرفها و تهمتهایی زده میشد که خانوادهها را میرنجاند. به همین خاطر سعی میکردم کاری برای این موضوع کنم. تا اینکه برای اجرای برنامه ملازمان حرم دعوت شدم. آن شب در سازمان شیفت بودم که با من تماس گرفتند. پس از صحبت، قرار شد سه قسمت پایانی برنامه را بهصورت دونفره با خانم پیرانی اجرا کنیم؛ اما آن فصل به سرانجام نرسید. فصل اول ملازمان حرم بیشتر بر همسران شهدا تمرکز داشت و در فصل دوم قرار شد به مادران بپردازد. ما میخواستیم سبک تربیتی و سبک زندگی مادران شهدا را بدانیم.
فصلهای بعدی هم برحسب زمان و موضوع به همسران و سایر جنبههای زندگی شهدا میپرداخت، تا همین فصل پنجم که موضوع شهدای قدس بود و بهطور ویژه به آنان پرداختیم. خوشبختانه کمکم فضا باز شد، تولیدات دیگر، آثار و کتابها هم پدید آمدند و قدمهایی در مسیر ادای دین به شهدا
برداشته شد.
جالب آنکه در این دو فصل اخیر، خانوادههای شهدای زیادی را دیدیم که همراه با شهیدشان بیننده برنامه ما بودند. برای مثال شهید بیگدلی که در تیزر برنامه از صحبتهایش استفاده شده است یا خانواده شهدایی که خاطراتشان را تعریف میکنند؛ اینکه با شهیدشان قبل از شهادت نشسته و برنامه را دیده و میگفته: «تو هم گوش بده، یاد بگیر؛ بعدا قرار است با تو هم مصاحبه کنند!»
اینها برای من نور است، برکت عمر و زندگی است و امیدوارم هیچوقت این کار پربرکت را از دست ندهم. اندوهگین میشوم وقتی میبینم خانواده شهدا با همه بزرگواریشان، هنوز هم آزار میبینند و زخمزبان میشنوند. امیدوارم با ساخت این برنامهها، از غربتشان کم شود.
خانوادههای شهدا با وجود همه این سختیها، هنوز مؤمن و پای کارند؛ همسر شهیدی میگفت: «آرزو دارم مادر شهید بشوم و پسرم را طوری تربیت میکنم که روزی شهید شود.» بهباور من، این عزیزان خیلی از ما جلوترند ... .