printlogo


مروری پرماجرا
اسفندماه که می‌شود خودم را آماده می‌کنم برای تغییر؛ نه از آن تغییرهایی که کل خانه را آب‌وجارو کنیم تا سر و شکلش عوض شود و نه از آن تغییرهایی که با خریدن لباس‌هایی مناسب سرتاپای آدمی،شکل و قیافه‌ای به صاحبانش می‌دهند؛ نه! این تغییر از جنس نوع نگاه کردن به دنیاست.

می‌گویند لحظاتی قبل از مرگ، انسان کل زندگی و اتفاقات مهمش را مانند یک فیلم در درون فکرش مرور می‌کند و بعد به سرانجام رفتن از این دنیا می‌رسد. کارکرد سال نو برای من نیز همین است؛ همین که به گوشه‌ای از دنج‌خانه‌ فکرت بنشینی و به همه‌ بودن‌ها و نبودن‌های روزهای گذشته نگاه کنی.عدد ۳۶۵ را یک‌بار از اول تا آخر بشمارید؛ احتمالا در اواخرش خسته خواهید شد؛ حال فکر کنید که این ۳۶۵، روزهای زندگی ماست؛ روزهایی که تک‌به‌تک لحظاتش، تجربه‌‌هایی پر از حادثه همراه خود داشته.انسان، آزاد است و رها اما این آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که او دست به هر کاری که می‌خواهد بزند؛ شعور و تعقل هم همین کارکرد را دارد. اگر خود را بافته‌ای از انسان‌ها می‌دانیم پس راه داریم که با میانجیگری عقل و احساس، به نتیجه‌ای از زندگی خود برسیم و به سویی قدم برداریم که در آینده، مرور این لحظات زندگی، برای‌مان دلپذیرتر باشد و سرمان نیز جلوی خودمان در آینه، بالاتر و سینه‌مان فراخ‌تر باشد.  زندگی، گذر همین ثانیه‌هاست که با هر پلک‌زدنی می‌گذرد و لحظه‌هایش خاطره می‌شوند. خاطره، ارزشمند است و تنها دارایی انسان برای روزی که مرور می‌کند؛ تا یادمان بیاید بودن در لحظه و زیستن آن، تنها سهم ما از دنیاست ... .

فرهود عباسی فرد - تهران