استقامت در نهجالبلاغه و روایات
استقامت مردم ایران پس از رحلت پیامبر اعظم (ص)، تابع استقامت علیبن ابیطالب(ع) بوده است و راه دیگری معنای استقامت نداشته است اما حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا(س) و اولادشان حسن(ع) وحسین(ع)و9 تن ازفرزندان معصوم حسین علیهمالسلام، پشت در پشت، بر چه استقامت کردند؟
اجازه دهید، مستقیما از زبان امیرالمومنین علی(ع) پاسخ دهم. ایشان در خطبههای نهجالبلاغه از حق خود و استقامت خود و روش استقامت، معنا و علت صبر همچون استقامت رازگشایی میفرماید. وقتی امیرالمومنین(ع) در خطبه شقشقیه میفرماید: «آگاه باشید! به خدا سوگند!....جامه خلافت را بر تن کرد، در حالی که میدانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن حرکت میکند.»
این جملات گویای دو نکته اساسی است. اول آن که حکومت اسلامی بدون علی(ع) ممکن نبود. بدون محور آسیاب، آسیابی وجود ندارد و سازمان و ساختار حرکت آسیاب فرومیپاشد و آسیاب نمیچرخد، کار نمیکند. ضمنا این حکومت اسلامی است که نیازمند علی(ع) است و چون پروانه گرد شمع وجودش چرخ میزند. در این سخن، راز برگزیدگی امام برای حکمرانی، نهان است. حکومت اسلامی نیازمند امام است. وعلی(ع) همان رهبر برگزیدهای است که علم الهی به او داده شده و این در ذهن ایرانیان یادآور اعتقادشان به فرّه ایزدی بود و با جان و دل حقیقت، این رابطه علی(ع) و حکومت اسلامی را میفهمیدند. این نسبت، تنها با ایمان به مشیت الهی و اهدای نور حکمران و علم آن به افراد خاص و دارای اخلاص و توان بیاعتنایی به دنیا، قابل درک است. و اهل سقیفه، همه آنچه را که دال به برگزیدگی علی(ع) بود، میدانستند و غدیر را به یاد داشتند اما خود از خدا و رسول خدا(ص) اطاعت نکردند. استقامت علی(ع) پایداری بر حق و اطاعت از امر الهی بود. ایرانیان مومن با همه وجود به این نور، ایمان داشتند و حاکمی را میطلبیدند که سیل علوم از دامان کوهسارش جاری باشد. مولا علی(ع) ناگزیری تن دادن و عاقلانه بودن روش صبر برای استقامت را شرح میدهد و ضمنا فاش میکند که غاصبان حقیقت را میدانستند و زیر پا نهادند. امام از استقامتش در حالی میگوید که خار در چشم و تیغ در گلو داشت. شکوههای علی(ع) ... گویای همان پافشاری برحق و پایداری درباره حقیقت است. او در همه این بیان حقطلبانه، از چیزی سخن میگوید که گویی مردم عرب آن زمان هیچ درک و باوری نسبت به آن نداشتند و بدتر از همه، آنکه اگر درک نمیکردند، دستکم میتوانستند از پیامبر خدا (ص) تبعیت کنند؛ پیغمبری که او را محمد امین لقب داده بودند و میدانستند مطلقا دروغ نمیگوید. پایداری بر حق در سراسر خطبههای علی(ع) نکته کلیدی است. اگر علی(ع) تنها اندکی از حق چشمپوشی میکرد، طلحه و زبیر دنیاطلب آنهمه دردسر برایش فراهم نمیکردند. اما اصل استقامت امام نه مقابله و ایستادگی علیه قاسطین، مارقین و ناکثین بلکه پایداری در عبودیت در مرزهای دستنیافتنی اخلاص و تعالی است. بندهای که در بندگی خداگونه جامع همه صفات و اسمای نیکوی الهی میشود و در حالی که تجلی خداست در میان مردمی غافل زندگی میکند که بدتر از انعام هستند و گاه دنائت و خیانتشان به اوج میرسد.
احمد میراحسان - نویسنده و منتقد