
هرچه بادا باد!
هر خط کتاب را که برای امتحان میخوانیم، هوش و حواسمان سمت تصمیم آموزش و پرورش پرت میشود.تاثیر ۶۰درصدی امتحانات نهایی در کنکور! به این فکر میکنیم که از غیرمرتبطترین درس به رشتهمان تا تخصصیترین دروسمان را باید برای امتحان نهایی بخوانیم و جواب اول و آخر دبیران این است که «از همه جا میتوانند سؤال بدهند.»
دیگر خبری از آن نیست که معلم بیاید و لطفی در حقمان کند و مطالبی را برای امتحان خردادماه حذف کند. وقتی امکان هر سوالی هست! ترس رسیدن به بودجهبندی آموزش و پرورش برای اتمام کتاب، از همان اوایل سال تحصیلی خوره جانمان میشود و جمله معروف معلم:« از درس عقب هستیم!» به جانمان میچسبد؛زیرا طرح و تصحیح و هیچ قسمت کوچک یا درشتی از این امتحانات نهایی در اختیار دبیر مربوطه نیست.به این فکر میکنیم که عذاب یک روزه کنکور، به سه سال متوالی و کشدار تبدیل شده. به جای اینکه بگوییم، «هرچه بادا باد!» من تلاش خود را کردهام و طی یک نصف روز بخشی از مسیر زندگیمان را انتخاب کنیم؛ حال این جمله «هرچه بادا باد» را در سه سال تکرار میکنیم. گویی آن رنج و عذاب، قطره قطره جانمان را میخورد و طاقتمان را طاق! ولی عدهای نیز بر اینباورند که مسیر دانشگاهی دانشآموزان، در یک روز مشخص نمیشود و وجود امتحانات نهایی، سبب شده دانشآموز فرصت بیشتری برای تلاش و جبران داشته باشد و دانشآموز، سه سال متوالی سنجیده شود تا مسیر دانشگاهیاش حسابشدهتر انتخاب شود. حال، درمیان انبوه نظرات مثبت و منفی درباره تاثیر امتحانات منفی، باید گفت که فقط نامش «امتحانات نهایی» است. اما روزهای نهایی که نیست. هرچند در ذهنت دارد جمله:«با امتحانات نهایی،ما نیز نهایی میشویم» میجنبد. ولی درهرحال، پایان میپذیرد و خبر موفقیت که به تنمان بخورد، شاید کمی آن استرسهای کشیده شده را تسکین دهد.
سارا یزدانی - خمینیشهر اصفهانتیتر خبرها