دست‌تنها‌؛ تمرینی ناشیانه برای فیلمسازی

دست‌تنها‌؛ تمرینی ناشیانه برای فیلمسازی

امیرحسین ثقفی پس از ساخت پنج فیلم سینمایی، کارگردان باتجربه‌ای به‌شمار می‌آید. او با ساخت نخستین فیلم بلند سینمایی خود «مرگ کسب‌وکار من است»، موفق به کسب دیپلم افتخار بهترین کارگردانی از بیست‌ونهمین جشنواره فیلم فجر شد.

فیلم دوم او «همه چیز برای فروش»، جایزه ویژه انجمن منتقدان سینما را برایش به ارمغان آورد و با ساخت «مردی که اسب شد»، توانست تندیس دیپلم افتخار ویژه هیأت داوران بخش هنر و تجربه سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کند. 
     
روایت فیلم‌ 
 موضوع این فیلم در مورد پسری است که خود را «التی» 21 معرفی می‌کند که آه در بساط ندارد. التی مخفف التفات، به معنی توجه و عنایت است.التی، زمانی قهرمان بوکس بوده ولی به‌شدت به شرارت و قمار علاقه‌مند است و تمام زندگی خود را قمار کرده و به همین علت نیز در نام خود عدد 21 را که نام یک بازی قمار است، می‌آورد. ماجرا با محاوره‌گویی التی 21 شروع می‌شود. پس از حدود 20 دقیقه مونولوگ عامیانه التی سروکله احمد سرباز (‌علی اوجی‌) پیدا می‌شود و گوش التی را با چاقو می‌برد و حدود 10دقیقه درد کشیدن التی به تصویر کشیده می‌شود. پس از آن شخصیت بی‌خانمان و زباله‌گرد (حافظ) را می‌بینیم که با واگویی، خود را معرفی می‌کند. او به‌طور تصادفی با التی 21 آشنا می‌شود.شخصیت حافظ که بازیگر آن مجید مظفری است درواقع گله و شکایت از دست دادن دختر خود به نام کبوتر را دارد. پس از حدود 45دقیقه از شروع داستان دختر کردی با نقش‌آفرینی نرگس محمدی به مخاطب معرفی می‌شود که به تهران آمده است تا به نامزد خود به‌نام سیوان جهت مهاجرت از ایران بپیوندد. از اینجای داستان فیلم، التی 21 و حافظ با دختر کرد برای پیداکردن سیوان همراه و پس از گذراندن ماجراهایی با جسد سیوان روبه‌رو می‌شوند... . در میان این ماجراها مخاطب متوجه می‌شود که حافظ، صاحب یک کافه کتاب بوده است که ... .
     
سخنی درباره بازیگران‌
شکیب شجره (‌در نقش التی 21‌)، در نشست خبری گفت که برای این فیلم 15کیلوگرم وزن کم کرده و موهای خود را تراشیده و مدتی هم اقدام به جابه‌جایی گاری کرده است تا بتواند به نقش خود نزدیک شود. مجید مظفری نقش زباله‌گردی به‌‌نام حافظ را بازی می‌کند و در حسرت زندگی گذشته و دختر فوت‌شده خود به نام کبوتر است. متأسفانه او نیز به‌هیچ‌وجه به نقش خود نزدیک نشده و صرفا ظاهر نقش را حفظ کرده است. نقش زن این فیلم را نرگس محمدی بازی می‌کند که یک دختر کرد از غرب کشور است و در پی نامزد خود به تهران آمده. بازیگر این نقش، نه لهجه کردی دارد و نه آرایش و نه پوشش و نه شخصیت یک دختر کرد را داراست‌؛ بنابراین مخاطب نمی‌تواند این نقش را باور کند و پذیرای آن باشد. به‌خصوص زمانی که با جسد نامزد خود سیوان روبه‌رو می‌شود، به‌جای مویه کردن‌های اقوام کرد، همانند دختران پایتخت، جیغ می‌زند و گریه می‌کند!

مریم ذوالفقاری‌فر | هنرجوی مدرسه نقد جام‌جم