
جرزنی در بازی قانون!
از قدیم میگفتند قانون، قانونه. حتی وقتی با دوستانمان بازی میکردیم، هر بازی قانون خودش را داشت. اگر کسی زیر آن میزد، میگفتیم جرزنی کردی! اما بعضیها چنان یکدنده بودند که انگار نه انگار.
به آنها میگفتیم: جرزن به جرش میرسه! بزرگتر که شدیم، شنیدیم مملکت قانون و حسابوکتاب دارد. اما گاهی عکس این حرف هم شنیده میشد و این سؤال پیش میآمد: مگر میشود هرکسی هرکاری دلش خواست انجام دهد؟ پس این قانون چیست؟ این تناقضها مدام ذهنمان را درگیر میکردجالبتر اینکه، همانهایی که قانون را قبول ندارند، اول از همه برای احقاق حقشان به آن استناد میکنند! اگر بپرسیم چرا فلان قانون را قبول نداری اما خواهان اجرای قانونی هستی که به نفعت باشد، پاسخ روشنی نمیدهند و به پیچوتاب ماجرا میپردازند. اما قانون با کسی شوخی ندارد، این را هم بارها شنیدهایم، پس چرا قوانینی وجود دارد که نارضایتی، فقر و مشکلات اجتماعی به همراه دارند؟ چرا قوانینی مثل ارث فرزندخوانده، یا وعدههای مرتبط با مسائل حجاب و فیلترینگ تغییر نمیکنند یا اجرای آنها به تعویق میافتد؟ از طرفی، برخی قانونگذاران میگویند: «مافقط قانون تولیدکردیم،اصلاح نکردیم.»این یعنی چه؟ وقتی نمایندهای بارأی مردم انتخاب میشود، وظیفهاش اصلاح و بهبودکیفیت قوانین است،نه صرفا افزودن به حجم آن.علاوهبراین، درزمینه شفافسازی هنگام تصویب، اجرا و توضیح قوانین به مردم، مسئولان کمکاری کردهاند. درصد کمی از جامعه بهطور کامل از قوانین آگاه هستند و این خود مسألهای بسیار مهم است که باید در مباحث آموزشی موردتوجه جدی قرارگیرد.این تناقضات و ابهامها پرسشهای بیپاسخی ایجاد میکنند که درکشان دشوار است؛ پرسشهایی که زیر سایه همین قانون باقی میمانند و پاسخی قانعکننده نمییابند.
میلاد الهبخش - تهران
میلاد الهبخش - تهران
تیتر خبرها