
تماشای یک فروپاشی
کتاب پسر درباره مرد میانسالی است که همسرش یک روز عصر ترکش کرده، کلبه عمویش در حال خاکستر شدن در زبانههای آتش است و پدرش، پدری که از زمان مرگ مادرش با او صحبت نکرده، چند خانه آنطرفتر خودش را همراه با کتابهایش و قطعههایی از موسیقی باخ حبس کرده!
داستان کتاب در سه بخش روایت میشود و راوی داستان در این بخشها، قراردادهای کلاسیک و متداول پیرنگ و روایت را زیر پا میگذارد، چه آنکه پیرنگ در این داستان ساختار کلاسیک مسأله-حل مسأله را ندارد. خواننده با ضدقهرمانی طرف است که در شبی بهغایت پرکشمکش از زندگی خود قرار دارد اما هیچ کنش سازنده یا دستکم پیشبرندهای از سوی او صورت نمیگیرد. او همانطور که خودش خوش دارد بگوید، ناظر است: ناظر فروپاشی زندگی خود و دیگران.خردهروایتهایی که راوی در طول داستان با آنها روبهرو میشود، بهجای آنکه به گرهگشایی از مشکل او کمک کند،صرفا موجب تداعیهایی درباره گذشته و تلخاندیشیهایی دربارهی زندگی در او میشود. راوی خود را در زندان مفاهیم ذهنیاش اسیر میکند و راهی به بیرون از آن پیدا نمیکند. او مدام و بهشکلی بیمارگونه بهیاد مرگ است و از هجوم سیل توریستهایی که روزانهبه شهرشان میآیند، بیزار است.
نویسنده: آندری نیکولایدس
مترجم: محمدرضا فرزاد
نشر: چشمه
سال انتشار: 1403
نویسنده: آندری نیکولایدس
مترجم: محمدرضا فرزاد
نشر: چشمه
سال انتشار: 1403
تیتر خبرها