مدیریت فکری جامعه باید تمدنی باشد

تبیین استفاده از رهنمودهای قرآن برای حل مشکلات اجتماعی در گفت‌وگو با رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه جامع علمی کاربردی

مدیریت فکری جامعه باید تمدنی باشد

در پی تأکیدات اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در محفل انس با قرآن‌کریم، مبنی بر لزوم استفاده از رهنمودهای قرآنی به‌عنوان راهکاری اساسی برای حل معضلات و مشکلات جامعه، گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام‌والمسلمین عباس نصیری‌فرد، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه جامع علمی کاربردی، با هدف بررسی ابعاد این دیدگاه و تبیین چگونگی بهره‌مندی از مفاهیم والای قرآنی در راستای ارتقای سطح علمی، فرهنگی و اجتماعی در محیط‌های دانشگاهی و فراتر از آن انجام شده است.

به نظر شما چه موانع فرهنگی یا اجتماعی در جوامع اسلامی به‌ویژه در کشور ما وجود دارد که مانع از استخراج و ارائه مؤثر مفاهیم قرآن به جهانیان شده است؟
قرآن به‌عنوان کتاب آخرین پیامبری که آمد تا بشر را به رشد و تکامل برساند مبتنی بر رشد و توسعه فکری و اندیشه‌ای انسان است. مسأله‌ای که وجود دارد این است که غربی‌‌ها نمی‌توانند مفاهیم و دستورات قرآن را استخراج کنند و این کار را باید مسلمانان انجام دهند و لذا اگر این قرآن امروزه در متن زندگی بشریت مهجور است مقصر مسلمانان هستند. علت این مسأله هم آن است که ما نتوانسته‌ایم قابلیت‌ها و ارزش‌های قرآن را به دنیا ارائه دهیم. نکته دیگر این است که مردم و ملت‌ها هم این‌گونه نیستند که بخواهند با قرآن مقابله کنند و بخواهند با آن مواجهات منفی داشته باشند. تجربه بنده در اروپا نشان داد که در بسیاری مواقع وقتی مفاهیم قرآن به افراد شرح داده می‌شد آنها را می‌پذیرفتند. علت این‌که برخی یهودیان و مسیحیان در کشورهای غربی مسلمان می‌شوند و به قرآن گرایش پیدا می‌کنند هم به‌خاطر آشنایی با همین مفاهیم است. اما بسیاری از افراد چون شناختی از قرآن ندارند طبیعتا به سمت قرآن نمی‌آیند اما خب، غربی‌ها یک‌سری راهکارهای اعتباری برای خودشان قرار داده‌اند و به‌دلیل داشتن دستگاه‌های تبلیغاتی قوی آن را در دنیا تبلیغ می‌کنند. بنابراین تاکنون ما مسلمانان مقصر بودیم که نتوانسته‌ایم مفاهیم و دستورالعمل‌های قرآن را به دنیا ارائه دهیم و برای جبران آن لازم است تا دستورات و کارکردهای عملی آن را تدوین کرده و به جامعه بشری ارائه دهیم.

چه کنیم که استفاده از قرآن از حالت شعارگونه خارج شود و در زندگی جامعه بیاید؟
در رشد و تکامل یک جامعه باید ببینیم آبشخور تفکر و اندیشه آن از کجا نشأت می‌گیرد. تا زمانی که این مجرا از قرآن نباشد رسانه‌های غربی از طریق شبکه‌های اجتماعی با افکار و اندیشه‌های مختلف تفکرات جورواجور را به جامعه می‌دهند. بر این اساس ما باید ورودی‌های فکری مثل آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، صداوسیما، مطبوعات، سازمان تبلیغات و...جامعه را اصلاح کنیم. این نهادها نقش تفکرسازی جامعه را دارند. بنابراین تا زمانی که این مجموعه‌ها به وظایف خود یعنی پمپاژ تفکر صحیح به جامعه عمل نکنند، جامعه در فضای غوغاسالارانه شبکه‌های اجتماعی و ماهواره گم می‌شود و نمی‌تواند خودش را پیدا کند، چراکه حرف حق هم در اینجا به‌راحتی پیدا نمی‌شود. بنابراین اولین کاری که باید در اصلاح ساختار جامعه انجام شود، اصلاح نهادهای فکری و اندیشه‌ای است. یعنی این سازمان‌ها و نهادها باید به وظایف خود به‌درستی عمل و جامعه را اقناع کنند. همچنین در ساختارسازی درست جامعه از لحاظ فکری واندیشه‌ای ما باید نگاه‌مان به جامعه نگاه تمدنی باشد؛ یعنی مجموعه‌هایی که مدیریت فکری جامعه در دست‌شان است باید نگاه زنجیره‌ای و تمدنی داشته باشند نه نگاه جزیره‌ای! 

منظور شما از «نگاه تمدنی» به قرآن دقیقا چیست و چگونه می‌توان آن را در عمل پیاده‌سازی کرد؟
یعنی ما باید تمام مسائل جامعه را از دین استخراج کنیم و نمی‌توانیم به یک بخشی از نیازهای جامعه بپردازیم اما به بخش دیگر بی‌تفاوت باشیم. مثلا در حوزه فرهنگی، حجاب و عفاف دائم مسائل دینی را بگوییم اما درحوزه اقتصادی، زد و بندها را نگوییم. وقتی جامعه احساس کند بخشی از مسائل گفته می‌شود و بخشی گفته نمی‌شود،دین را نمی‌پذیرد.ما نباید تعریف کاریکاتوری از دین داشته باشیم و یک بخشی از آن را بزرگ‌نمایی کنیم و نسبت به دیگری بی‌تفاوت باشیم. این راجامعه پس می‌زند و به سمت نحله‌ها و فرقه‌های دیگر می‌رود. اما اگر یک نگاه تمدنی داشته باشیم و بگوییم دین آمده است که می‌تواند همه ابعاد زندگی انسان را مدیریت کند و دستورالعمل آن را ارائه دهیم ساختارهای فکری درست شکل می‌گیرد و رشد و تکامل آن نیز به همان سمت‌وسویی که مد نظر دین است حرکت خواهیم کرد.

آیا فکر می‌کنید مشکل اصلی در بی‌توجهی برخی جوانان به دین،اعتقادات ضعیف آنهاست یابه‌دلیل ناآگاهی و روش‌های ناکارآمد ارائه دین؟ چگونه می‌توان این ناآگاهی را برطرف کرد؟ 
ما در بحث جامعه‌سازی هیچ کم‌وکاستی نداریم ومبانی اصلی ساخت یک جامعه که بر مبنای عقلانیت و فطرت انسان است در دین اسلام وجود دارد اما اینها بعضا تبیین نشده یا با نگاه کارکردگرایانه درجامعه معرفی نشده است. وگرنه جامعه در برابر قرآن و مسائل دینی مقاومت نمی‌کند. اگر هم در جایی جوانان از دین گریزان بودند به این معنی است که ما نتوانسته‌ایم دین را به اینها معرفی کنیم. مشکل امروز جوانان ما این است قبل از این‌که اساتید و اندیشمندان حوزوی ما بروند و اندیشه دینی و زندگی آنها را بسازند شبکه‌های معاند تفکر آنها را پر کرده‌اند، لذا جوانان ما آگاهی ندارند نه این‌که دشمنی داشته باشند. بنابراین ما باید مبانی دینی را استخراج کنیم و با نگاه حل مسأله در جامعه رفتار کنیم که در این صورت جامعه هم همراه می‌شود وازآن استقبال می‌کند.