اوکراین در وضعیت مبهم و بغرنج

اوکراین در وضعیت مبهم و بغرنج

این روزها در برهه حساسی از نظام بین‌الملل قرار گرفته‌ایم و روند تحولات پرشتاب، تقریبا بسیاری از معادلات و محاسبات سیاسی و امنیتی جهان را به هم ریخته است. بخش عمده این مسائل نیز به تحولات در داخل آمریکا برمی‌گردد.

درواقع،یکی ازبزرگ‌ترین قدرت‌های‌جهانی درعرصه اقتصادی،نظامی و‌سیاسی درروند تحولات‌سیاسی جهان وکانون‌های بحرانی مواضع بسیار اثرگذاری دارد.تردیدی نیست که ترامپ یک سیاستمدار ویک رئیس‌جمهور متفاوت از روسای جمهوری سابق آمریکاست. به هرحال، او ازلحاظ روانشناسی شخصیتی خودشیفته دارد و درعین حال تصمیماتش قابل پیش‌بینی نیست.البته تمام تحولات آمریکا را نباید به دونالد ترامپ محدود کرد. در واقع او نماینده یک جریان سیاسی قدرتمند در آمریکاست و اگر این جریان سیاسی وجود نداشت و این شکاف سیاسی در داخل آمریکا نبود، قطعا شخصیتی مثل ترامپ ظهور و بروز پیدا نمی‌کرد.
‌به عبارت دیگر، کارگزاران و سیستم در داخل آمریکا در روند تحولات جهانی و روند تحولات داخل آمریکا بسیار موثر هستند و صرفا نمی‌توان این تحولات را به کارگزاران معطوف کرد، بلکه قطعا تغییراتی که در نظام سیاسی آمریکا در حال تحول است نیز در روند تحولات جهان بسیار موثر است.مهم‌ترین اثری که ترامپ در دو ماه گذشته در روند تحولات جهانی به جا گذاشته، مواضع او در قبال بحران اوکراین است. لازم به یادآوری است که اوکراین در سال ۲۰۲۲ با وعده عضویت در ناتو در قبال حملات و تهدیدات رئیس‌جمهور روسیه ایستادگی و مقاومت کرد. قبل از حمله روسیه در فوریه ۲۰۲۲، سه ماه ارتش روسیه در مرزهای اوکراین و روسیه مانور برگزار می‌کرد و هشدار می‌داد. در این شرایط، مذاکرات میان بلینکن، وزیر خارجه پیشین آمریکا و لاوروف در کشورهای مختلف اروپایی صورت گرفت، ولی این مذاکرات هیچ‌گاه به نتیجه نرسید. آن هم به این دلیل که به هر حال آمریکایی‌ها حاضر نبودند از موضوع پذیرش اوکراین در ناتو عقب‌نشینی کنند. در عین حال، دولت اوکراین نیز به وعده‌های داده شده، اعتماد کرد واین حمله صورت گرفت. درواقع تصورمی‌شد آمریکایی‌ها روسیه رادرتله بزرگی انداخته‌اند.‌نباید فراموش کرد که سیاست مهار روسیه پس از فروپاشی شوروی عملا به مرحله رویارویی رسید و پیش از این در سه دهه گذشته، آمریکایی‌ها تلاش کرده بودند با گسترش و توسعه ناتو و استفاده از قدرت نرم و به قدرت رساندن جریان‌های طرفدار غرب در جمهوری‌های شوروی سابق که به انقلاب‌های مخملی معروف شد،به نوعی بتوانند حوزه قلمرو روسیه را محدود و این کشور را در مرزهایش مهار کنند. اماروند تحولات اوکراین به سمت و سویی رفت که جریان‌های غربگرا و روسیه در اوکراین به مرحله رویارویی رسیدند و عملا جای هیچ مذاکره‌ای رادرجهت حل آن ازطریق گفت‌وگووتفاهم به جا نگذاشتند.این در حالی است که این روزها با توجه به تحولاتی که در دو ماه گذشته صورت گرفته، ترامپ بر خلاف تمام وعده‌های دولت سابق آمریکا عمل می‌کند و این خواسته‌ها و انتظارات روسیه است که روی میز مذاکرات آمریکا و روسیه قرار گرفته، نه خواسته‌ها و انتظارات دولت اوکراین و کشورهای اروپایی.به این ترتیب، اروپا و اوکراین از روند مذاکرات سازش و صلح با روسیه کنار گذاشته شده‌اند و تنشی که جمعه گذشته در کاخ سفید میان زلنسکی، ترامپ و معاون ترامپ صورت گرفت نیز در واقع واکنشی به نادیده گرفتن اوکراین و خواسته‌ دولت‌های اروپایی در چگونگی مواجهه با روسیه و پایان دادن به جنگ اوکراین بود.بنابراین می‌توان گفت اکنون دولت‌های اروپایی در یک وضعیت دشوار تاریخی قرار گرفته‌اند. از یک سو، آنها با چالش‌های عمیق و جدی از نظر سیاسی و اقتصادی با آمریکا روبه‌رو هستند و از دیگرسو، با یک بحران عمیق در اوکراین نیز مواجه شده‌اند که به عنوان یک تهدید جدی امنیتی برای دولت‌های اروپایی محسوب می‌شود.اروپایی‌ها بدون حمایت واتکای آمریکا در ۸۰ سال گذشته نتوانسته‌اند به یک ساختار امنیتی مستقل دست پیدا کنند. البته ایده‌هاوطرح‌هایی دراین خصوص مطرح شده، اما به دلیل فقدان سیاست خارجی و امنیتی مشترک میان اعضای اتحادیه اروپا، عملا آنها در رسیدن به یک پیمان امنیتی مشترک ناکام بوده‌اند. در واقع، دولت‌های اروپایی به ضرورت تشکیل یک پیمان امنیتی مشترک پی‌برده‌اند اما ساختارهای اقتصادی، نظامی و سیاسی اروپایی‌ها در ۳۰ سال گذشته به آنها امکان نمی‌دهد تا بتوانند در فرصت زمانی کوتاه پیمانی را جایگزین پیمان ناتو کنند. به همین دلیل اوکراین در وضعیتی ابهام‌آمیز و بغرنج قرار گرفته و روند تحولات این کشور بسیار غیرقابل پیش‌بینی است.

‌مرتضی مکی | کارشناس مسائل اروپا