
چالش کودکان تنها در بامبولک
فیلم کودک «بامبولک» به کارگردانی آرش معیریان از هشتم اسفند روی پرده رفته و جزو فیلمهای نوروزی است. نگاه این فیلم به تنهایی بچهها در عصر معاصر است که رواج تکفرزندی به این مشکل دامن زده است. اگرچه نقطه اتکای بامبولک بر فرزندآوری، استحکام خانواده و رهایی از تنهایی کودکان است اما به شیوهای ظریف تلاش میکند نشان دهد که هرکدام از بچههای فیلم تشنه محبت هستند.
از طرفی دیگر بامبولک نهیبی به بزرگترها میزند که کودکان تکفرزند ممکن است با مشکلاتی مواجه شوند که فقط همسن و سالان خودشان قادر به درک آنها هستند. در حقیقت بامبولک ادامهای بر فیلم «بامبالا» محسوب میشود که تماشاگران کودک و بزرگسال از آن استقبال خوبی کردند. داستان بامبولک از این قرار است که نوه آخر بامبالاخان مأموریت دارد نعنا را در رسیدن به آرزویش که داشتن یک خواهر یا برادر است یاری کند اما شیطونک نمیخواهد آنها به آرزویشان برسند. اکران این فیلم بهانهای شد که با آرش معیریان، کارگردان فیلم گفتوگو کنیم که در ادامه از نظر میگذرانید:
کار شماسخت بوده؛چون مخاطبان هدف شما هم بزرگسالان وهم کودکان هستند و باید بهگونهای هم به بزرگترها تلنگر میزدید و هم با کودکان ارتباط برقرار میکردید. چطور به این زبان در فیلم رسیدید؟
از قدیم به ساخت فیلمهای کودک علاقه داشتم و این چهارمین یا پنجمین فیلم من در حوزه سینمای کودک است. بامبولک هم راجع به کودک و هم برای کودک است؛ وقتی فیلمی این دو جنبه را دارد، این تصور بهوجود میآید که ممکن است در دغدغههای بزرگسالان جای نداشته باشد. از اینجا کار کمی سختتر میشود. در واقع باید بهگونهای به فیلمنامه، صحنه، لباس، فضای صوتی فیلم، ترکیب بازیگران و طراحی دکوپاژ و میزانسن فکر کنید که برای بزرگسالان همراه کودکان خستهکننده نباشد.
مهمترین رکن فیلم فرزندآوری بود که آن را از ابتدا در بنیان فیلمنامه لحاظ کرده بودیم. پس همین که به سمت موضوعی به نام فرزندآوری میرویم، یعنی جهتگیری با بزرگسال است. بحث فرزندآوری با تمهیدات و ترفندهای فیلمساز برای دنیای بزرگسال جذاب است ولی ممکن است مخاطب کودک را از دست بدهیم. پس باید به موضوع فرزندآوری از دو زاویه بپردازیم که هم از منظر بزرگسالان جذاب بهنظر بیاید و هم برای کودکان.
در طراحی فیلمنامه بامبولک بهواسطه حضور نویسنده خلاق و بازنویسی فیلمنامه، فرزندآوری را به شیوهای طراحی و روایت کردیم که هم از دنیای آرزوی کودکان در قالب خواستههای یک دختر معصوم برای داشتن یک خواهر یا برادر دور نباشد و هم با زاویه دید بزرگسال همخوانی داشته باشد. بنابراین بحث فرزندآوری را برای بزرگسالان به شیوهای مطرح کردیم که جزو دغدغههای مهم او بشود و تا آخر فیلم را دنبال کند. بههمین دلیل در این چند روز نمایش فیلم، طیف متنوعی از مخاطبان خردسال پنج ساله تا پیرمرد و پیرزن ۷۸ ساله با آن ارتباط برقرار کردند. هرکسی با هر طیف سنی احساس میکند که فیلم اگرچه راجع به دنیای کودکان است ولی انگار متعلق به تمام طیفهای سنی است. رسیدن به این راهبرد در فیلم کودک کار سادهای نیست.
چقدر کمک گرفتن از جلوههای ویژه برای ساختن دنیای کودکان به کمکتان آمد؟
استفاده از تکنولوژی روز سینمای دنیاشامل برخورداری ازهوش مصنوعی تا ساخت فضاهای سهبعدی با استفاده از شخصیتهای انیمه شده یا پویانمایی با بهرهگیری همزمان از رایانه و عروسک فیزیکی بسیار تأثیرگذار بوده است. در برخی موارد نزدیک کردن این دو فضا در یک فیلم، واقعا کار سادهای نیست.
تنهایی بچههای عصر امروز جزو مسائل و چالشهایی است که در فیلم به آن اشاره کردید و انگار در سطح کلان برنامهریزی مهمی برای آن وجود ندارد.
در دنیای کودکی من خبری از تکنولوژی و رایانه نبود و وسایلم خیلی ساده، محقر و بدونتکلف بود که بهسرعت من را جذب میکرد. استفاده از نگاه و تفکر سنتی ایرانی، اسلامی، اخلاقی و اعتقادی در شیوه سرگرمکنندگی دوران من خیلی پررنگ بود. متأسفانه در عصر حاضر، امکانات پیشرفته وسایل ارتباطجمعی، فضاهای مجازی و اینترنتی، هوش مصنوعی و انواع رباتها بهشدت کودکان ما را به دنیایی وابسته میکنند که تحتتأثیر تکنولوژی است و جدا افتادن از اجتماع را به همراه دارد. به همین دلیل کودکان ترجیح میدهند در تنهایی و انزوا وارد دنیای گوشی موبایل، لپتاپ و بازیهای رایانهای شوند که گاهی بهشدت هیپنوتیزمکننده است. همین در روح و روان کودک تأثیر منفی میگذارد. در بامبولک سامی بهشدت درگیر وسایلی مثل آدمآهنی است که خواستههایش را مثل احتیاج به حضور برادرش نمیتواند پاسخ دهد. ما به این اشاره میکنیم که این وسایل جای حضور آدمها یا خواهر و برادر را نمیگیرد. سامی به یک شکل و نعنا با دنیای پاک کودکانهاش دنبال کسی در قالب خواهر یا برادرند که بتوانند باآنهاارتباط عاطفی برقرارکنندودنیایشان را بشناسند.وقتی این دو جنس کودک دنیایشان مشترک میشود، خواستههایشان نیز مشترک میشود و در بخشهایی از فیلم به نفع یکدیگر حاضرند کنار بروند. در واقع پدر و مادر باید خودخواهی خود را کنار بگذارند و تنگدستی یا جبری را که بر زندگیشان حاکم میشود کمی تحمل کنند و ایمان و اعتقاد نسبت به نعمت خداوندی داشته باشند؛ چرا که او میتواند مشکلات را با آمدن فرزندان متعدد برطرف کند. این موضوع در فیلم خیلی ظریف و لطیف بهشکل غیرمستقیم هم به پدران و مادران و هم به بچهها منتقل میشود.
رنگهای این فیلم بسیار به انتقال مفاهیم مربوط به کودکان همراه با بزرگسالان کمک میکند. برای طراحی رنگ چقدر از نظر روانشناسان استفاده کردید؟
بخش اصلاح و تأثیررنگ این فیلم نزدیک به یک ماه طول کشید،چون برای رسیدن به این ترکیب دنیای رنگی،آزمون و خطاهای فراوان روی پلانها انجام دادیم. معتقدم بزرگترین و بهترین روانشناسان و روانکاوان کودک را برای این فیلم داشتیم؛ چرا که این روانشناسان همان ۵۰ کودکی بودند که به مدت ۳۰روز با ماهمراه بودند. بهعبارتی سوای اینکه هم نویسنده فیلمنامه، هم بازیگردان کودک،هم گروه کارگردانی ما بهشدت عاشق وشیفته دنیای کودکان بودند و دغدغه تهیهکننده اشاره به دنیای کودکان و پرداختن به این دنیا بود، از حضور این کودکان نیز خیلی بهره بردیم. درواقع ماترکیبی از بهترینها را برای تولید این فیلم داشتیم.
انتخاب و کنترل این تعداد بازیگر کودک چطور بود؟
برای انتخاب بازیگران کودک نزدیک به 460 کودک رادر طیفهای سنی مختلف دیدیم و از بینشان ۵۰ نفر را انتخاب کردیم. ناخواسته دمخوری با 50کودک باسلیقههای مختلف و نگاههای مختلف درطول دوماه پیش از تولید و همچنین در زمان فیلمبرداری ما را با دنیای کودکان و روانشناسیشان آشنا میکرد. بسیاری از صحنهها از دید ما بهعنوان بزرگسال به لحاظ سیر منطقی و دراماتیک بهشدت معقول بود ولی وقتی که قرار بود کودکان آن را اجرا کنند، با یکسری چراها از جانبشان مواجه بودیم که بهراحتی و با بیاعتنایی نمیتوانستیم از کنارشان رد شویم. بنابراین برای بهتر شدن اجرا و بازیها، مجبور بودیم به این چراهایی که هرکدام از این بچهها در آوازخوانی، بازی جلوی دوربین مطرح میکردند، عمل کنیم و این ما را به نتیجه میرساند که اشتباه فکر میکنیم و آن چیزی که الان این کودک میخواهد و مطرح میکند، درست است و ما بلافاصله اصلاح میکردیم. یادم هست حسین شهبازی، کودک فیلم، در یک میزانسن مچ من را گرفت و گفت عمو اگر من این کار را کنم و عروسک اینطوری رفتار کند، در ذهن بچهها یک خاطره بد بهجای میگذارد، پس بهتره فلان کار را انجام دهیم. بنابراین صحنه را اصلا تغییر دادیم و میزانسن و دیالوگ را عوض کردیم.
لحظاتی از حضور شیطونک در فیلم ممکن است در نگاه اول ترس را القا کند اما شما با کشیدن این فضا به سمت کمدی و فانتزی، این ترس را از بین بردید.
در مواجهه با سکانسی که بهنظر ترسناک است، فیلم باید بهگونهای ساخته شود که کودک نترسد و این فضا نباید به او القا شود. او باید شاهد ترس به شکل شیرین و بامزه باشد. لحظاتی که شیطونک در فیلم بامبولک میآید، حتی در طراحی رفتارش و بخشهای تهدیدآمیز سعی کردیم به شکل شیرین به این ماجرا بپردازیم تا کودک نترسد. این باعث میشود که کودکان فیلم را چندین بار ببینند و در آخر پاکسازی و احساس آرامش بعد از دیدن فیلم در کودک بهوجود میآید. خب اینها جزو مسائل پیچیده روانکاوی و روانشناسی کودک است که اگر واقعا در سینمای کودک به شکل علمی، تخصصی، ذوقی، هنری و خلاقانه به آن نگاه نشود، این سینما را میتواند تبدیل به سینمایی سطحی کند که حتی خود کودکان هم با آن ارتباط برقرار نکنند. ولی خدا را شکر بازخوردهای خوبی از فیلم بامبولک دراین چند روزی که اکران آن آغاز شده،گرفتیم وعلاوه بر این، فیلم درجشنواره کودک اصفهان نیز جایزه کارگردانی و بازیگر کودک را گرفت واستقبالی ازآن شد که خیالمان را ازطرف خانوادهها راحت کرد که اشتباه حرکت نکردیم.
مسائل و چالشهای سینمای کودک از نظر شما چیست؟
ما بهشدت در زمینه سینمای کودک دچار فقریم. همیشه معضل پخش، اکران، تبلیغ و تلاش برای دیدهشدن سینمای کودک وجود داشته، چون دغدغهای برای آن وجود نداشته است. اگر بخواهیم با سیر معکوس سینمای کودک را ارزیابی کنیم، اول باید به بحث اطلاعرسانی سالنهای مخصوص سینمای کودک با جذابیتها و طراحیهای ویژه که خود کودک با آن ارتباط برقرار کند، بپردازیم. معتقدم در طراحیها و ساخت سالنهای سینما باید این اتفاق بیفتد. در کنار آن تعداد سانسهایی که برای نمایش فیلمهای کودک در مقایسه با دیگر فیلمها درنظر گرفته میشود، خیلی کم است. از طرفی بابت تبلیغات شهری و محیطی که کودک بتواند در دنیای واقعی با آن مواجه شود و برای دیدن آن به شوق بیاید، محرومیم؛ یعنی معتقدم یکی از مهمترین وظایف شهرداری این است که بدون لحاظ کردن تعرفه وهزینه سازندگان فیلم کودک، محیطی رابه نمایش فیلمهای سینمایی کودک اختصاص دهد. معتقدم بهجای اینکه تهیهکننده فیلم کودک دنبال تبلیغات باشد، باید خودنهادها که فضاهای تبلیغی شهری رادر اختیار دارند، دعوت و پیشنهاد برای تبلیغ فیلمهای کودک بدهند. همین الان بسیاری از فیلمهای کودک با چنین معضلی روبهرو هستند. خدا را شکر بامبولک اکران شده وهمه اینها به همت مؤسسه پخشکننده فیلم بهمنسبز، لطف وعنایت سازمان صداوسیما درشبکه پویا و شبکههای مختلف است که تیزر فیلم پخش میشود.اما جای خالی نهادها و ارگانهایی که فضاهای تبلیغی فراوان در اختیار دارند، بهشدت خالی است.میدانم متولیان سینمای کودک دنبال سودجویی نیستند، بلکه دنبال پرورش نسل آینده کشور هستند. در حوزهسینماییکودک اصلانبایدتعرفه، پول یاهزینهایدریافت یادرخواست شود؛این همان رسالتی است که وزارت آموزشوپرورش، مدارس و مهدکودکها دارند. وزارت آموزشوپرورش باید پیشگام شود و برای بهتر دیده شدن فیلمهای کودکی که از همه جهات مناسب کودک هستند، تلاش کنند. از آن مهمتر بحث فرزندآوری در فیلم بامبولک جزو رئوس کلان کشور است که در فیلم به آنها توجه شده است. این نیازمند همتی است که نه فقط بنیاد سینمایی فارابی و وزارت ارشاد بهعنوان پیشگامان این عرصه، بلکه بقیه نهادهاوارگانها بایدهمت به خرج دهند وبرای بهتر دیده شدن فیلمهایی که چنین نکات و رئوسی را هدف قرار دادهاند، کمک کنند.
لزوم رعایت تنوع ژانر در فیلم کودک
آرش معیریان، کارگردان فیلم بامبولک درباره لزوم رعایت تنوع ژانر در فیلم کودک به جامجم، گفت: من بهشدت به این اصل معتقدم که در ساخت فیلم کودک ملزم هستیم ژانرهای سینمایی و تنوع ژانری استفاده کنیم. به همین دلیل است که در فیلمهای انیمیشن تلفیقی از لحظات ترس، هیجان، اکشن، کمدی، فانتزی،خیالی،حسی و عاطفی دارید. درواقع یکی از سختیهای فیلم کودک این است که باید اشرافی کامل به ژانرهای مختلف داشته باشید؛ چون کودک این تنوع ژانری را در درون فیلم میخواهد. اگر به این تنوع ژانر بیاعتنا باشیم، بخش مهمی از دنیای کودک را نادیده گرفتهایم. تفاوت ژانرها در فیلم کودک با همان ژانرها در فیلم سینمایی بزرگسال در این است که در سینمایی بزرگسال مجبورید برای موفقیت، مخاطب را با لحظات هریک از این ژانرها همراه کنید؛ درحالیکه در سینمای کودک، همذاتپندار کردن کودک با لحظه ترسناک فیلم بهشدت خطرناک است، چون بلافاصله کودک ممکن است بدآموزی پیدا کند و همان کار را بخواهد دردنیای خارج از فیلم انجام دهد. بهعبارتی در فیلم کودک این اتفاقها باید به شکل بامزه و فانتزی بیفتد تا آنها نخواهند عین آن را در دنیای واقعی تکرار کنند.
کار شماسخت بوده؛چون مخاطبان هدف شما هم بزرگسالان وهم کودکان هستند و باید بهگونهای هم به بزرگترها تلنگر میزدید و هم با کودکان ارتباط برقرار میکردید. چطور به این زبان در فیلم رسیدید؟
از قدیم به ساخت فیلمهای کودک علاقه داشتم و این چهارمین یا پنجمین فیلم من در حوزه سینمای کودک است. بامبولک هم راجع به کودک و هم برای کودک است؛ وقتی فیلمی این دو جنبه را دارد، این تصور بهوجود میآید که ممکن است در دغدغههای بزرگسالان جای نداشته باشد. از اینجا کار کمی سختتر میشود. در واقع باید بهگونهای به فیلمنامه، صحنه، لباس، فضای صوتی فیلم، ترکیب بازیگران و طراحی دکوپاژ و میزانسن فکر کنید که برای بزرگسالان همراه کودکان خستهکننده نباشد.
مهمترین رکن فیلم فرزندآوری بود که آن را از ابتدا در بنیان فیلمنامه لحاظ کرده بودیم. پس همین که به سمت موضوعی به نام فرزندآوری میرویم، یعنی جهتگیری با بزرگسال است. بحث فرزندآوری با تمهیدات و ترفندهای فیلمساز برای دنیای بزرگسال جذاب است ولی ممکن است مخاطب کودک را از دست بدهیم. پس باید به موضوع فرزندآوری از دو زاویه بپردازیم که هم از منظر بزرگسالان جذاب بهنظر بیاید و هم برای کودکان.
در طراحی فیلمنامه بامبولک بهواسطه حضور نویسنده خلاق و بازنویسی فیلمنامه، فرزندآوری را به شیوهای طراحی و روایت کردیم که هم از دنیای آرزوی کودکان در قالب خواستههای یک دختر معصوم برای داشتن یک خواهر یا برادر دور نباشد و هم با زاویه دید بزرگسال همخوانی داشته باشد. بنابراین بحث فرزندآوری را برای بزرگسالان به شیوهای مطرح کردیم که جزو دغدغههای مهم او بشود و تا آخر فیلم را دنبال کند. بههمین دلیل در این چند روز نمایش فیلم، طیف متنوعی از مخاطبان خردسال پنج ساله تا پیرمرد و پیرزن ۷۸ ساله با آن ارتباط برقرار کردند. هرکسی با هر طیف سنی احساس میکند که فیلم اگرچه راجع به دنیای کودکان است ولی انگار متعلق به تمام طیفهای سنی است. رسیدن به این راهبرد در فیلم کودک کار سادهای نیست.
چقدر کمک گرفتن از جلوههای ویژه برای ساختن دنیای کودکان به کمکتان آمد؟
استفاده از تکنولوژی روز سینمای دنیاشامل برخورداری ازهوش مصنوعی تا ساخت فضاهای سهبعدی با استفاده از شخصیتهای انیمه شده یا پویانمایی با بهرهگیری همزمان از رایانه و عروسک فیزیکی بسیار تأثیرگذار بوده است. در برخی موارد نزدیک کردن این دو فضا در یک فیلم، واقعا کار سادهای نیست.
تنهایی بچههای عصر امروز جزو مسائل و چالشهایی است که در فیلم به آن اشاره کردید و انگار در سطح کلان برنامهریزی مهمی برای آن وجود ندارد.
در دنیای کودکی من خبری از تکنولوژی و رایانه نبود و وسایلم خیلی ساده، محقر و بدونتکلف بود که بهسرعت من را جذب میکرد. استفاده از نگاه و تفکر سنتی ایرانی، اسلامی، اخلاقی و اعتقادی در شیوه سرگرمکنندگی دوران من خیلی پررنگ بود. متأسفانه در عصر حاضر، امکانات پیشرفته وسایل ارتباطجمعی، فضاهای مجازی و اینترنتی، هوش مصنوعی و انواع رباتها بهشدت کودکان ما را به دنیایی وابسته میکنند که تحتتأثیر تکنولوژی است و جدا افتادن از اجتماع را به همراه دارد. به همین دلیل کودکان ترجیح میدهند در تنهایی و انزوا وارد دنیای گوشی موبایل، لپتاپ و بازیهای رایانهای شوند که گاهی بهشدت هیپنوتیزمکننده است. همین در روح و روان کودک تأثیر منفی میگذارد. در بامبولک سامی بهشدت درگیر وسایلی مثل آدمآهنی است که خواستههایش را مثل احتیاج به حضور برادرش نمیتواند پاسخ دهد. ما به این اشاره میکنیم که این وسایل جای حضور آدمها یا خواهر و برادر را نمیگیرد. سامی به یک شکل و نعنا با دنیای پاک کودکانهاش دنبال کسی در قالب خواهر یا برادرند که بتوانند باآنهاارتباط عاطفی برقرارکنندودنیایشان را بشناسند.وقتی این دو جنس کودک دنیایشان مشترک میشود، خواستههایشان نیز مشترک میشود و در بخشهایی از فیلم به نفع یکدیگر حاضرند کنار بروند. در واقع پدر و مادر باید خودخواهی خود را کنار بگذارند و تنگدستی یا جبری را که بر زندگیشان حاکم میشود کمی تحمل کنند و ایمان و اعتقاد نسبت به نعمت خداوندی داشته باشند؛ چرا که او میتواند مشکلات را با آمدن فرزندان متعدد برطرف کند. این موضوع در فیلم خیلی ظریف و لطیف بهشکل غیرمستقیم هم به پدران و مادران و هم به بچهها منتقل میشود.
رنگهای این فیلم بسیار به انتقال مفاهیم مربوط به کودکان همراه با بزرگسالان کمک میکند. برای طراحی رنگ چقدر از نظر روانشناسان استفاده کردید؟
بخش اصلاح و تأثیررنگ این فیلم نزدیک به یک ماه طول کشید،چون برای رسیدن به این ترکیب دنیای رنگی،آزمون و خطاهای فراوان روی پلانها انجام دادیم. معتقدم بزرگترین و بهترین روانشناسان و روانکاوان کودک را برای این فیلم داشتیم؛ چرا که این روانشناسان همان ۵۰ کودکی بودند که به مدت ۳۰روز با ماهمراه بودند. بهعبارتی سوای اینکه هم نویسنده فیلمنامه، هم بازیگردان کودک،هم گروه کارگردانی ما بهشدت عاشق وشیفته دنیای کودکان بودند و دغدغه تهیهکننده اشاره به دنیای کودکان و پرداختن به این دنیا بود، از حضور این کودکان نیز خیلی بهره بردیم. درواقع ماترکیبی از بهترینها را برای تولید این فیلم داشتیم.
انتخاب و کنترل این تعداد بازیگر کودک چطور بود؟
برای انتخاب بازیگران کودک نزدیک به 460 کودک رادر طیفهای سنی مختلف دیدیم و از بینشان ۵۰ نفر را انتخاب کردیم. ناخواسته دمخوری با 50کودک باسلیقههای مختلف و نگاههای مختلف درطول دوماه پیش از تولید و همچنین در زمان فیلمبرداری ما را با دنیای کودکان و روانشناسیشان آشنا میکرد. بسیاری از صحنهها از دید ما بهعنوان بزرگسال به لحاظ سیر منطقی و دراماتیک بهشدت معقول بود ولی وقتی که قرار بود کودکان آن را اجرا کنند، با یکسری چراها از جانبشان مواجه بودیم که بهراحتی و با بیاعتنایی نمیتوانستیم از کنارشان رد شویم. بنابراین برای بهتر شدن اجرا و بازیها، مجبور بودیم به این چراهایی که هرکدام از این بچهها در آوازخوانی، بازی جلوی دوربین مطرح میکردند، عمل کنیم و این ما را به نتیجه میرساند که اشتباه فکر میکنیم و آن چیزی که الان این کودک میخواهد و مطرح میکند، درست است و ما بلافاصله اصلاح میکردیم. یادم هست حسین شهبازی، کودک فیلم، در یک میزانسن مچ من را گرفت و گفت عمو اگر من این کار را کنم و عروسک اینطوری رفتار کند، در ذهن بچهها یک خاطره بد بهجای میگذارد، پس بهتره فلان کار را انجام دهیم. بنابراین صحنه را اصلا تغییر دادیم و میزانسن و دیالوگ را عوض کردیم.
لحظاتی از حضور شیطونک در فیلم ممکن است در نگاه اول ترس را القا کند اما شما با کشیدن این فضا به سمت کمدی و فانتزی، این ترس را از بین بردید.
در مواجهه با سکانسی که بهنظر ترسناک است، فیلم باید بهگونهای ساخته شود که کودک نترسد و این فضا نباید به او القا شود. او باید شاهد ترس به شکل شیرین و بامزه باشد. لحظاتی که شیطونک در فیلم بامبولک میآید، حتی در طراحی رفتارش و بخشهای تهدیدآمیز سعی کردیم به شکل شیرین به این ماجرا بپردازیم تا کودک نترسد. این باعث میشود که کودکان فیلم را چندین بار ببینند و در آخر پاکسازی و احساس آرامش بعد از دیدن فیلم در کودک بهوجود میآید. خب اینها جزو مسائل پیچیده روانکاوی و روانشناسی کودک است که اگر واقعا در سینمای کودک به شکل علمی، تخصصی، ذوقی، هنری و خلاقانه به آن نگاه نشود، این سینما را میتواند تبدیل به سینمایی سطحی کند که حتی خود کودکان هم با آن ارتباط برقرار نکنند. ولی خدا را شکر بازخوردهای خوبی از فیلم بامبولک دراین چند روزی که اکران آن آغاز شده،گرفتیم وعلاوه بر این، فیلم درجشنواره کودک اصفهان نیز جایزه کارگردانی و بازیگر کودک را گرفت واستقبالی ازآن شد که خیالمان را ازطرف خانوادهها راحت کرد که اشتباه حرکت نکردیم.
مسائل و چالشهای سینمای کودک از نظر شما چیست؟
ما بهشدت در زمینه سینمای کودک دچار فقریم. همیشه معضل پخش، اکران، تبلیغ و تلاش برای دیدهشدن سینمای کودک وجود داشته، چون دغدغهای برای آن وجود نداشته است. اگر بخواهیم با سیر معکوس سینمای کودک را ارزیابی کنیم، اول باید به بحث اطلاعرسانی سالنهای مخصوص سینمای کودک با جذابیتها و طراحیهای ویژه که خود کودک با آن ارتباط برقرار کند، بپردازیم. معتقدم در طراحیها و ساخت سالنهای سینما باید این اتفاق بیفتد. در کنار آن تعداد سانسهایی که برای نمایش فیلمهای کودک در مقایسه با دیگر فیلمها درنظر گرفته میشود، خیلی کم است. از طرفی بابت تبلیغات شهری و محیطی که کودک بتواند در دنیای واقعی با آن مواجه شود و برای دیدن آن به شوق بیاید، محرومیم؛ یعنی معتقدم یکی از مهمترین وظایف شهرداری این است که بدون لحاظ کردن تعرفه وهزینه سازندگان فیلم کودک، محیطی رابه نمایش فیلمهای سینمایی کودک اختصاص دهد. معتقدم بهجای اینکه تهیهکننده فیلم کودک دنبال تبلیغات باشد، باید خودنهادها که فضاهای تبلیغی شهری رادر اختیار دارند، دعوت و پیشنهاد برای تبلیغ فیلمهای کودک بدهند. همین الان بسیاری از فیلمهای کودک با چنین معضلی روبهرو هستند. خدا را شکر بامبولک اکران شده وهمه اینها به همت مؤسسه پخشکننده فیلم بهمنسبز، لطف وعنایت سازمان صداوسیما درشبکه پویا و شبکههای مختلف است که تیزر فیلم پخش میشود.اما جای خالی نهادها و ارگانهایی که فضاهای تبلیغی فراوان در اختیار دارند، بهشدت خالی است.میدانم متولیان سینمای کودک دنبال سودجویی نیستند، بلکه دنبال پرورش نسل آینده کشور هستند. در حوزهسینماییکودک اصلانبایدتعرفه، پول یاهزینهایدریافت یادرخواست شود؛این همان رسالتی است که وزارت آموزشوپرورش، مدارس و مهدکودکها دارند. وزارت آموزشوپرورش باید پیشگام شود و برای بهتر دیده شدن فیلمهای کودکی که از همه جهات مناسب کودک هستند، تلاش کنند. از آن مهمتر بحث فرزندآوری در فیلم بامبولک جزو رئوس کلان کشور است که در فیلم به آنها توجه شده است. این نیازمند همتی است که نه فقط بنیاد سینمایی فارابی و وزارت ارشاد بهعنوان پیشگامان این عرصه، بلکه بقیه نهادهاوارگانها بایدهمت به خرج دهند وبرای بهتر دیده شدن فیلمهایی که چنین نکات و رئوسی را هدف قرار دادهاند، کمک کنند.
لزوم رعایت تنوع ژانر در فیلم کودک
آرش معیریان، کارگردان فیلم بامبولک درباره لزوم رعایت تنوع ژانر در فیلم کودک به جامجم، گفت: من بهشدت به این اصل معتقدم که در ساخت فیلم کودک ملزم هستیم ژانرهای سینمایی و تنوع ژانری استفاده کنیم. به همین دلیل است که در فیلمهای انیمیشن تلفیقی از لحظات ترس، هیجان، اکشن، کمدی، فانتزی،خیالی،حسی و عاطفی دارید. درواقع یکی از سختیهای فیلم کودک این است که باید اشرافی کامل به ژانرهای مختلف داشته باشید؛ چون کودک این تنوع ژانری را در درون فیلم میخواهد. اگر به این تنوع ژانر بیاعتنا باشیم، بخش مهمی از دنیای کودک را نادیده گرفتهایم. تفاوت ژانرها در فیلم کودک با همان ژانرها در فیلم سینمایی بزرگسال در این است که در سینمایی بزرگسال مجبورید برای موفقیت، مخاطب را با لحظات هریک از این ژانرها همراه کنید؛ درحالیکه در سینمای کودک، همذاتپندار کردن کودک با لحظه ترسناک فیلم بهشدت خطرناک است، چون بلافاصله کودک ممکن است بدآموزی پیدا کند و همان کار را بخواهد دردنیای خارج از فیلم انجام دهد. بهعبارتی در فیلم کودک این اتفاقها باید به شکل بامزه و فانتزی بیفتد تا آنها نخواهند عین آن را در دنیای واقعی تکرار کنند.
نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر